Photos
Posts

بیمار سرطانی : سرطان برای من تغییر خیلی بزرگی بود که تو زندگیم ایجاد شد...دیگه شرایط ادامه دادن رو از دست دادم...کنترل اوضاع از دستم خارج شده...انسان نقشه میکشه و خدا از اون بالا بهش میخنده...
والتر : یه مش حرف مفت!!!
بیمار سرطانی : ببخشید؟
والتر : هیچوقت نذار کنترل اوضاع از دستت خارج بشه...اونجور که خودت حال میکنی زندگی کن.
بیمار سرطانی : اره...ولی به هر حال سرطان سرطانه!!...
والتر : سرطان بره به جهنم!من بهترین روزای عمرمو با سرطان گذروندم! اولش انگار تاریخ مرگت رو اعلام کردن. مدام هم پشت گوشت تکرار میکنن. ولی از من می شنوی هر زندگی تاریخ خودشو داره و یه روزی تموم میشه...مدام هر چن ماه یه بار برای ازمایش میام اینجا و میدونم بالا خره یه روز تو یکی از این ازمایشها...حتی شاید همین امروز...بهم خبرای بدی بدن...ولی تا اون روز کی رئیسه؟؟؟
من!
من اینجوری زندگی میکنم

دیالوگی از سریال "برکینگ بد"

See More
Cancer Patient: Cancer for me was a great change in my life... I've lost the situation of continuing... control is out of my hand... man is plotting and God smiles from up there... It's a bunch of bullshit. Cancer Patient: excuse me? Don't ever let things get out of your hand... and live the way you live. Cancer patient, yeah, but cancer's cancer anyway. Walter: the cancer goes to hell! I spent the best days of my life with cancer! At first it's like the history of your death. They keep repeating the meat. But you hear me, every life has its history, and one day it's over... every few months I'll be here for tests, and I know there's one day in one of these trials, even maybe today. Bad news, but until that day, who's the boss? Me! I live like this. Dialogues from "breaking bad"
Translated
Image may contain: one or more people
پاییز
Community

پس شاخه‌های یاس و مریم فرق دارند
آری! اگر بسیار اگر کم فرق دارند
شادم تصور می‌کنی وقتی ندانی
لبخندهای شادی و غم فرق دارند
برعکس می‌گردم طواف خانه‌ات را...
دیوانه‌ها آدم به آدم فرق دارند
من با یقین کافر، جهان با شک مسلمان
با این حساب اهل جهنم فرق دارند
بر من به چشم کشتة عشقت نظر کن
پروانه‌های مرده با هم فرق دارند

فاضل نظری

See More
Image may contain: 1 person
پاییز
Community
Posts

مي داني

وقتي تنها آرزويت

کلبه ايست در مزرعه ي برفي

...

جايي دورتر از گندمزار

جايي در کنار جاده اي تا نا کجا آباد

آنجاست

که مي فهمي

تا ابد هم اگر منتظر بماني

هيچ اتفاقي نمي افتد

مي فهمي اگر تو با همه ي آرزوهاي رنگينت

خاموش بماني

هيچکس نمي پرسد چرا ...

See More
Image may contain: tree, plant, sky, outdoor and nature
پاییز
Community

صبح روزی ، پشت در می آید و من نیستم

قصه دنیا به سر می آید و من نیستم

یک نفر دلواپسم این پا و آن پا می کند

...

کاری از من بلکه بر می آید و من نیستم

خواب و بیداری خدایا بازهم سر می رسد

نامه هایم از سفر می آید و من نیستم

هرچه می رفتم به نبش کوچه او دیگر نبود

روزی آخر یک نفر می آید و من نیستم

در خیابان در اتاقم روی کاغذ پشت میز

شعر تازه آنقدَر می آید و من نیستم

بعدها اطراف جای شب نشینی های من

بوی عشق تازه تر می آید و من نیستم

بعدها وقتی که تنها خاطراتم مانده است

عشق روزی رهگذر می آید و من نیستم

میثم امانی

See More
Image may contain: shoes and outdoor
پاییز
Community

تنها از یک نفر نمی‌توان سبقت گرفت:
از آن کسی که به راه خودش می‌رود.

-مارلون براندو

Image may contain: people standing, sky, cloud, mountain, outdoor and nature
پاییز
Community

فکر را پر بدهید

و نترسید که از سقف عقیده برود بالاتر

فکر باید بپرد

...

برسد تا سر کوه تردید

و ببیند که میان افق باورها

کفر و ایمان چه به هم نزدیکند .

فکر اگر پر بکشد

جای این توپ و تفنگ ، این همه جنگ

سینه ها دشت محبت گردد ،

دستها مزرع گل های قشنگ....

فکر اگر پر بکشد

هیچکس کافر و ننگ و نجس و مشرک نیست

همه پاکیم و رها ...

نیما یوشیج

See More
Image may contain: bird and outdoor
پاییز
Community

دیدم او را آه؛ بعد از بیست سال

گفتم: این خودِ اوست؟ یا نه ؛ دیگری ست

چیزکی از او در او بود و نبود

...

گفتم : این زن، اوست؟ یعنی آن پری ست؟

****
هر دو تن دزدیده و، حیران نگاه

سوی هم کردیم وحیران تر شدیم

هر دو شاید با گذشت روزگار

در کف باد خزان پَر پَر شدیم

****

ازفروشنده کتابی را خرید

بعد از آن، آهنگ رفتن ساز کرد

خواست تا بیرون رود بی اعتنا

دست من، در را برایش باز کرد

****

عمرمن بود او که از پیشم گذشت

رفت و در انبوه مردم گم شد او

بازهم مضمون شعری تازه گشت

بازهم افسانه ی مردم شد او

حمید مصدق

See More
Image may contain: shoes and outdoor
پاییز
Community

به تجربه دریافتم که ...
اوني كه بيشتر مي گفت "نميدونم"، بيشتر ميدونست!
اوني كه "قويتر" بود، كمتر زور ميگفت!
اوني كه راحت تر ميگفت "اشتباه كردم"، اعتماد به نفسش بالاتر بود!
اوني صداش آرومتر بود، حرفاش با نفوذتر بود!...
اوني كه خودشو واقعا دوست داشت، بقيه رو واقعي تر دوست داشت!
اوني كه بيشتر "طنز" ميگفت، به زندگي جدي تر نگاه ميكرد!
و بالاخره اينكه ، اوني كه به تفاوت بين ادمها واقف بود، بيشتر نقاط مشترك باهاشون پيدا ميكرد!

See More
I know the experience... The one who said more "I don't know"، he knew more! The one stronger, less bullying! The one who said "I made a mistake"، was a higher confidence. His voice was slower, he was with his words. The one who really loved her loved others more real! The one who used to say "irony" was more serious. And finally, the one who was informed of the difference between people, he found most of them in common.
Translated
Image may contain: 1 person, standing, wedding, ocean, shoes and outdoor
پاییز
Community

چه کسی داور است ؟
لباس سپید را ایرانی ها برای عروسی می پوشند
و هندی ها برای عزا.
من باید چه لباسی بپوشم؟
تمام استنباط ما از درستی و نادرستی ِ چیزها مشروط است....
ماشینی هستیم که از کودکی برنامه ریزی اش می کنند
برای آنکه جهان را آنطور ببیند که
بزرگترها خواسته اند.
با اینهمه ،
ما معتقدیم که عقل داریم و
قادریم خوب را از بد جدا کنیم.
پس من کی باید جهان را آنگونه ببینم که هست؟
و مگر ما چندبار به دنیا می آییم؟

رضا قاسمی

See More
Image may contain: one or more people and indoor
پاییز
Community

تو دیوانه نیستی
اما چیزهایی هست که باید یاد بگیری
این که توی خواب راه نروی
توی راه به کسی که دوستش داشته ای برنخوری
و توی کسی که دوستش داشته ای...
دنبال چیزهایی که گم کرده ای
نگردی.

- علیرضا آدینه

See More
Image may contain: outdoor
پاییز
Community

گند زدیم!

با دیدن آن فیلم ها و خواندن آن کتاب ها و شعرها!
ما گند زدیم با شنیدن ستار و فرهاد و داریوش و گوگوش و ابی و فروغی، با زندگی کردن با رویای سیندرلا و زیبای خفته، با مصدق و شاملو خواندن و پدرخوانده و دزیره و بربادرفته دیدن...

...

ما هر کاری که کردیم غلط کردیم!

ده دوازده سالگی سن شعر خواندن نیست.
ده دوازده سالگی سن شنیدن آلبوم "سلام خداحافظ" از حسین پناهی نیست،
ما گند زدیم که تنها ماندیم!

ما به خودمان دو جانبه گند زدیم!
ما از یک طرف بی آنکه هنوز هیچ مردی را در عالم دیده باشیم فاز شکست و شعر و تنهایی و اشک و عشق و خودکشی برداشتیم و در فیلم های سیاه و سفید دیدیم که رودِ سیاهی از ردِ ریمل بر گونه های زنان است و پرده ها را کشیده اند و از یک طرف دیگر منتظر بودیم کسی بیاید که عاشق یک لبخند کوچک یا فقط یک طرز خم شدن ساده ی ما برای چیدن یک شاخه گل شود و تمام عمرش را به پای همان یک لحظه بماند و بریزد و یک روز با جعبه ی مخمل سرمه ای ناغافل جلوی پایمان زانو بزند ))
ما دو جانبه غلط کردیم با هر چه که دیدیم،
هرچه که شنیدیم و خواندیم...
اصلا باید یکسره فیلم های هندی می دیدیم، باید زن ها می چرخیدند و می رقصیدند و هیچ زنی میان دود و دیوار تنها نمی ماند، باید دست آخر همه به هم می رسیدند؛
و نباید هیچ چیز بیشتر از "داستان های من و بابام" و نهایتا "هری پاتر" می خواندیم...
ما پیش از عاشق شدن شکست خوردیم!
هیچ سنی سن شعر خواندن نیست.

See More
Image may contain: 1 person

یادم باشد حالت که بهتر شد برایت بگویم که من باور دارم که کسی که دوستمان داشته است ...

یا ما گمان کرده ایم که دوستمان دارد ...

یا خودش زمانی فکر می کرده است که دوستمان دارد،

...

هر گونه حقی دارد که ما را دیگر دوست نداشته باشد. از همین لحظه.

نمی شود دوست داشتن را از دیگری به واسطه ی تاریخ و قانون و منطق خواست، یا او را به ادامه دادن چیزی که تداوم ندارد،
لابد ندارد که ندارد، محکوم کرد!

نمی توان دیگری را در محکمه ی عشقی که در ما هنوز زنده است و در او نه،
با قاضی و دادستان و دادنامه قضاوت کرد.
این درد، این آسیب، این وانهادگی که در توست، از توست. نه از دیگری.

نگاه کن ...
اگر دیگری ما را دوست ندارد
یا به شکلی که ما می خواهیم یا به اندازه ی ان،

می توان مغموم شد یا دلتنگ یا سرگشته یا ماند یا رفت ...
اما هر چیزی به جز این اگر تبدیل به حکایت مدعی و مدعا شود، نه عاشقی که تملک طلبی است.

دوست داشتن حق نیست،
انتظار نیست
مطالبه نیست
یا هست، یا نیست. همین
وحشی است!

در هوای ازاد رشد می کند ...
تا هست باید قدرشناس بودنش بود ...

و وقتش که رسید، رهایش کرد تا برود و آنجا بروید که می روید.
همه چیز فراموش می شود ...

See More
Image may contain: nature and outdoor

شمردن بلد نیستم
دوست داشتن بلدم
و گاهی شده
یکی را دو بار دوست داشته ام
دو نفر را یک جا...
چه کار می شود کرد؟
دوست داشتن بلدم
شمردن بلد نیستم..

See More
Image may contain: outdoor

یک عمر به ما گفتند "بی بند و بار" نباشید
"بی بند و باری" بد است
تازه فهمیده ایم تمام این مدت از ما می خواسته اند که همیشه "بندی به پایمان" باشد و "باری بر دوشمان" !!!

Image may contain: sky and outdoor

پرنده ها هرگز ديرشان نمى شود.
هيچ سگى ساعتش را نگاه نمى كند.
و گوزنها نگران فراموش كردن تولدها نيستند!
فقط انسان، زمان را اندازه مى گيرد.
و ساعت را اعلام مى كند....
و به همين دليل فقط انسان است؛
كه از ترسى فلج كننده، رنج مى برد!
ترس تمام شدن وقت...

See More
Image may contain: 1 person

بايد دروغ بگويم
دوستت ندارم
بايد دروغ بگويم
دوستت دارم
تو هيچ‌چيز را ...
به موقع نپرسيدی!

- سيدمحمد مركبيان
دو لك لكِ بی خواب/ نشر نيماژ

See More
I have to lie. Dos dos I have to lie. I love you. You have nothing. It has a location n prsyd chenani! - Mr. Mohammed status Two lac carpets / release release
Translated
Image may contain: one or more people and closeup

در قبول دست های مهربان تردید نکنید

گاهی همین دست ها تا آخر عمر برایتان گرم می مانند !

Image may contain: bird, sky, tree, outdoor, nature and water